وای که من چقدر توی وبلاگ نویسی تنبلم!

 

سلام دوستان گلی که به وبلاگم سر میزنید و هر دفعه که میایید میخوره تو ذوقتون وقتی می بینید هنوز آپ نکردم!

 

پسرکان من امروز 16 ماه و 4 روزه شدن.

توی این 4 ماه که ننوشتم کلی فرق کردن.

قبل از 13 ماهگی هر دو راه افتادن. پوریا دو هفته بعد از تولد کامل راه افتاد و آریا هم یک هفته بعد از پوریا کامل راه افتاد. الان دیگه هر دو مثل موش و گربه دنبال هم میدون.

پوریا چند تا کلمه رو میگه:

به همه میگه ماما ! به من، به باباش و وقتایی که با آریا دعواش میشه همش میگه ماما ماما ماما ماما!  وقتی هم که شیر میخواد دست به یقه من میشه و میگه ماما!

به محض اینکه کسی زنگ در خونه یا تلفن رو میزنه پوریا از هر جای خونه که باشه میگه: کـــیه؟؟؟ و وقتی اینو میگه دقیقا مثل بابا اِتی میشه!   البته آریا هم گاهی میگه ولی پوریا بیشتر میگه.

هر چیزی که می بینه میاد میگه: چـــیه؟

به کیف میگه بیف

وقتی یکی در رو می بنده و میره رو به من میکنه و میگه: رَ  (یعنی رفت)

وقتی دنبال چیزی میگرده و پیدا نمیکنه دستاش رو به حالت دعا خوندن میگیره بالا و میگه نیس ( یعنی نیست)

به همه چیز که مربوط به آدم بزرگا میشه هم میگه: جیز. هرچی که میبینه میگه جیز !

خیلی هم کمکم میکنه! مثلا وقتایی که ولو شدم تلویزیون نگاه میکنم هر وقت بهش میگم پوریا کنترل رو برام بیار میره پیداش میکنه و میاره بهم میده! من تنبل هم لازم نیست از جام پاشم!  وقتی تلفن زنگ میخوره گوشی تلفن رو میاره میده بهم! حتی بعضی وفتا که من صدای تلفن یا در رو نمیشنوم از بس میگه کیه من میفهمم یا یکی داره در میزنه یا داره تلفن میزنه!

آریا کمتر حرف میزنه اما متفکره. اذیتش کمتر از پوریاست چون بیشتر مستقله. 

فعلا اینا رو نوشتم تا بعد سر فرصت دوباره بیام و باز بنویسم و عکس بذارم.